پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

426

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

كراسوس « 1 » به بروندوسيوم « 2 » رسيده اگرچه دريا بسيار طوفانى بود . ولى چون او بسيار شتاب داشت به انتظار نايستاد و با آنكه نزديك به كنار راه مىپيمود ، بسيارى از كشتيهاى جنگى خود را از دست داد . چون با بازمانده سپاه به خشكى رسيد آهنگ گالاتيا « 3 » كرد و در آنجا با ديوتاروس « 4 »

--> ( 1 ) . Crassus در قرن سيم پيش از ميلاد دولت روم به اوج نيرومندى رسيده كسانى هم‌چون يولبوس قيصر و پومپيوس و كراسوس و اوكوستوس و آنتونبوس سررشته‌دار آن گرديدند . از همان زمان است كه با ايران هم به كشاكش و جنگ برمىخيزند و نخستين جنگ همين داستان كراسوس است كه در اينجا ياد كرده مىشود . كراسوس از يك خاندان كهن و بزرگى بوده و در ميان روميان كمتر كسى به توانگرى او بود . پس از پيش‌آمدهاى بسيارى با قيصر و پومپيوس سه تن دست به هم داده فرمانروايى روم را با آن بزرگى كه بود از آن خود ساخته بودند و چون قيصر شهرگشاييهاى بسيارى در غرب اروپا كرده و پومپيوس نيز در آسياى كوچك بر دشمن بزرگ روم كه مثرادات پادشاه پونتوس باشد فيروزى يافته بود كراسوس به هم چشمى آنان كوشش داشت كه وى نيز هنرهايى نمايد و چون در بخشى كه خاك روم را در ميان خود كرده سوريا هم به سهم او افتاده بود از اين جهت چشم به آسيا دوخته آرزو داشت كه ايران و هند را سراسر به دست آورده تا كنار اقيانوس پيش برود و احمقانه اين آرزوى خود را پياپى بر زبان مىآورد و با آنكه اين زمان سال او شصت بود و خواهيم ديد كه چگونه به آرزوى خود رسيد . ( 2 ) . Brundusium يكى از بندرهاى ايتالياى باستان ( 3 ) . Galatia يكى از سرزمينهاى آسياى كوچك . ( 4 ) . Deiotarus گويا همان است كه در داستان پومپيوس هم نام او را برده .